خرید بک لینک

مامان بزرگم یه بار یه حرفی زد، خیلی ساله که تو ذهنمه و بهش فکر میکنم ْ گفت یه دردایی به چشم نمیان، ولی سوی چشم رو میگیرن، خیلی قشنگ نگفت ...!؟

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:42

تا نهان سازم از تو بار دگرراز این خاطر پریشان رامیکشم بر نگاه ناز آلودنرم و سنگین حجاب مژگان را دل، گرفتار خواهش جانسوزاز خدا راه چاره میجویمپارساوار ، در برابر توسخن از زهد و توبه میگویم آه ... هرگز گمان مبر که دلمبا زبانم رفیق و همراه استهر چه گفتم دروغ بود ، دروغکی تو را گفتم آنچه دلخواه است ؟!تو برایم ترانه میخوانیسخنت، جذبه ای نهان داردگوئیا خوابم و ترانه ی تواز جهانی دگر نشان داردشاید این را شنیده ای که زناندر دل «آری» و «نه» به لب دارندضعف خود را عیان نمیسازندرازدار و خموش و مکارندآه ... من هم زنم ، زنی که دلشدر هوای تو میزند پر و بالدوستت دارم ای خیال لطیفدوستت دارم ای امید محال

برچسب: نویسنده: شیدا رضوانی تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1402 ساعت: 17:42

صفحه بندی